المحقق السبزواري

62

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

مختل مىشود . مثلا ، اگر [ در ] زمستان ، شخصى دائم برهنه باشد ، به اندك زمانى هلاك خواهد شد . به خلاف حيوانات كه در لطافت و اعتدال مزاج در مرتبهء انسان نيستند ؛ ايشان را همان موها كه در بدن رسته كار لباس مىكند . و از آنچه گفتيم وجه احتياج به مسكن نيز معلوم مىشود . و بعد از اين مقدّمه ، ببايد دانست كه حيوانات چون لطافت و اعتدال مزاج انسان ندارند در غذاى ايشان تعديل و تدبيرى در كار نيست ، بلكه علفها و گياهها كه از صحرا رسته ايشان را كافى است . به خلاف آدمى كه بنابر لطف و اعتدال مزاج همه چيز غذاى او نتواند شد و به علف و گياه صحرا زندگانى نتواند كرد ، بلكه غذاى او چيزى چند بايد كه اعتدال و خوبى مزاج داشته باشد و مزاج آن به مزاج انسان نزديك باشد ، چون گندم و برنج و امثال آن ؛ و مع هذا گندم مثلا ، چنانچه هست ، بىآنكه به نحوى خاصّ پخته شود و به عمل آيد غذاى آدمى نمىتواند شد ؛ بايد كه گندم نان شود تا غذاى آدمى تواند شد . پس ، آدمى محتاج است به گندم و به آنكه گندم را نان سازند . و تحصيل گندم به آن مىشود كه تخم در زمين بيفشانند و به وقت حاجت آب دهند و زمين را شيار كنند ، تا وقتى كه مزروع به كمال رسد ؛ آنگاه درو كنند و بكوبند و دانه را از كاه پاك كنند و صاف كنند . و آن كارها آلتى چند دارد و تحصيل هريك از آن آلات موقوف است بر كارها و آلتهاى ديگر و على هذا القياس . و همچنين زمين را شيار كردن و هموار ساختن موقوف است بر آلتى چند ، كه از آن جمله آهن است ؛ و تحصيل آهن موقوف است بر كارى چند و آلتى چند ، و هريك از آن كارها و آلتها موقوف است بر كارى ديگر و آلتى ديگر و على هذا القياس . و چون گندم مصفّى شد ، بايد كه آن را آرد كنند و آرد كردن گندم به آسيا مىشود و تحصيل آسيا موقوف است بر كارها و آلتها . و آن كارها و آلتها موقوف بر كارها و آلتهاى ديگر . و چون گندم آرد شد ، بايد كه آن را بپزند و نان سازند . مجملا ، هزار كار بايد كرد تا نان پخته شود و به عمل آيد و از اينجاست كه حكما گفته‌اند كه ، هزار كس بايد كه هريك كارى بكنند تا نان حاصل شود . و در خبر آمده كه ، حضرت آدم عليه السّلام چون به دنيا آمد هزار و يك كار كرد تا نان خورد . سبحان اللّه ! چه غفلت و طغيان است كه آدمى دارد ! هزار آدم كار مىكند تا ما نان مىخوريم ، به غير از كارها كه